دلم گم شده است

                   

 

دلم گم شده است

چراغی به من بدهید تا در تاریکی مطلق پیدایش کنم

تو اگر چشمانت را از من بپوشانی ٬ کودک شرور آن سالها می شوم و

شیشه پنجره هارا می شکنم

تند باد را گرفتار می کنم

و خواب چشمهارا مثل پرستویی مهاجر پر می دهم

اگر تمام زمین را به نام من کنند ٬ دوباره به شهر خودم باز می گردم

آنجا چشمه ای هست که کودکیم را در آن پنهان کرده ام

تو هم هر کجا بروی در دل من جا داری

مگر نمی دانی ؟ مگر نمی دانی دل من مرز آسمان و زمین است ؟

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
حسین !

سلام وبلاگ خوبی داری به ما هم سر بزن خوشحال می شم اگه تونستی یه رای هم تو وبلاگ به ما بدیین بازم خوشحال می شم.برای انتخاب وبلاگ برتر

مهدی

درود دوست عزیز وبلاگ خوبی داری من شما رو لینک کردمفشما هم با عنوان ...::: آوای سه تار :::... من رو لینک کنید شاد زی