موسیقی سنتی وشعر ایرانی

تو همان طلب کرده از درخت بلند غروری
نویسنده : عاشق - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱۸

                

 

تو همان طلب کرده از درخت بلند غروری

 

که کنده درخت را در آغوش میفشردی تا به بالا روی

 

به بالا رسیدی از میوه اش،چیدی،خوردی


ولی دیگر زمین را ناظر نبودی

 
که پا به روی او گذاشته درخت را نوردی به اوج


حال که از تو میپرسند چه بود طعم میوه یا جلوه دوردست از آن بالا ؟


با گوشه چشم نیم نگاهی کرده میگویی: من آن دور دستم و آن میوه خوش طعم


کجا بود آن درخت و آن میوه؟

 

!من بی خبرم

(مجهول) در وصف غرور
.که شاید آن غرور تو باشی

 

 


comment نظرات ()