موسیقی سنتی وشعر ایرانی

مناجات با خدا
نویسنده : عاشق - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱

                           

 

خدایا،

 دردمندم،روحم از شدت درد می سوزد،

 قلبم می جوشد،احساسم شعله می کشدو بندبند وجودم از شدت درد سیفه

 می زند.

خدایا

تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمکزار انسان ببارم.

تو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان طوفان حوادث ببرم.

تو مرا درد و غمی کردی تا همنشین محرومان و دلشکستگان باشم.


تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم.

تو مرا برق کردی تا در آسمان ظلمت زده بتازم، و سیاهی این شب ظلمانی را

 درم.

خدا یا ، تار وپود وجود مرا با غم و درد سرشتی .

تو مرا به آتش عشق سوختی،

در کوره ی  غم گداختی،

در طوفان حوادث ساختی و پرداختی.

تو مرا در دریای مثیبت و بلا غرق کردی و در کویر فقرو تنهایی سوزاندی.

خدایا، دل غم زده ی دردمندم، آرزوی آزادی می کند.

و روح پژمرده ام خواهش پرواز دارد تا ازاین غربت کده ی سیاه ردای خود را

 به وادی عدم بکشاند واز بار هستی برهد،ودر عالم نیستی فقط با خدای خود به

وحدت برسد.


comment نظرات ()