موسیقی سنتی وشعر ایرانی

حرف آخر
نویسنده : عاشق - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳٠

                 

 

حرف آخر

 

هیچ کس باور نمی کند که نباشی و کسی هم نمی بیند که هستی .

 

و تو باز به هر بهانه ای داد می زنی که هستم .

 

حتی اگر همه از دست رفته باشند .

 

چه دلتنگی غریبیست با اینهمه تنهایی و بی نیازی .

می دانی چشمی نیست که تو را ببیند .

 گوشی نیست که تو را بشنود .

 زبانی نیست که تو را بگوید .

 

و قلبی نیست که تو را بخواهد .

 باز این وسط تمام قد ایستاده ای و فریاد می زنی که من هم هستم .

 مگر جز تو هم هست ؟ نه ! نیست . روزگار دیدن نیست .

روزگاری که دوست داشتن هم مجازیست .

روزگاری  که گوش ها از سکوت تو هم خالیست .

 اصلا جایی برای تو نیست .

و تو تنها و بی نیاز دل نمی کنی از ما .

 کاش خاطره بودی تا کمی دلتنگ می شدیم .

یا حادثه بودی تا کمی تکان می خوردیم .

 

 


comment نظرات ()