موسیقی سنتی وشعر ایرانی

« با احترام در پاسداشت از زحمات استاد جلیل شهناز »
نویسنده : عاشق - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٤

 

 

« با احترام در پاسداشت از زحمات استاد جلیل شهناز »

تازه به تازه، نقش در نقش، چون زمزمه جویباری زلال، با شیوه ای

 آنچنان دلنشین و غماز، استاد جلیل شهناز است که سالیانی را  بس دراز و

 طولانی، عاشقانه نواخته است. اینک نیز از پس این سالیان، در روزهایی این

 چنین، که هنوز توش و توانی دارد، نرم نرمک زخمه ای بر ساز نواخته و

 حکایت سالیان رنجوری اش را اینگونه تقریر میکند. زبان تارش زبان راز

 گویی و بیان واژه های نغز و جمله هایی همدوش و همپایه شعر بزرگان و

 شوریدگان شعر فارسی است. وی راوی فرهنگ و سنتی دیرینه و خاص در

 میان شیوه ها و سبکهای موسیقایی، اعم از مکاتب مختلف سازی و آوازی

 ایران است.« مکتب اصفهان » که در نحوه بیان جملات سازی، جمله بندی،

 صدادهی ساز و نحوه بیان در کلام و شعر دارای جایگاهی ویژه بوده و سبکی

 بسیارخاص به شمار میرود.  « استاد جلیل شهناز» را می توان یکی از چهره

 های شاخص و درخشان این شیوه و این مکتب غنی و پربار به شمار آورد.

 هنرمندی بی بدیل که سالیانی را در کنار اساتیدی همچون « حسن کسائی »،«

 جلال تاج اصفهانی »، « ادیب خوانساری»  و.... سپری ساخته و نغمه های

 آشنایش چنان در روح و جان مردم نفوذ کرده که همگان ساز تار را با نام جلیل

 شهناز گره خورده و عجین میدانند. 


« استاد جلیل شهناز» در سال 1300 در شهر اصفهان و در میان خانواده ای

 هنرمند دیده به جهان گشود. در شهر ترنم و ترانه در کنار زاینده رود و شهری

 با کاشیهای آبی. از همان اوان کودکی جانش به ساز و نوا کوک شد. پدرش «

 شعبان خان» و همچنین  برادرش « حسین شهناز » نوازندگان تار بودند و

 جلیل شهناز از همان دوران کودکی از محضر پدر و برادر خود استفاده فراوان

 برده و پس از آن نیز  با لطایف و ظرایف خوشنوازی بنام« اکبر خان نوروزی

 » آشنا میشود. ناگفته نماند که « غلامرضا سارنگ » استاد کمانچه داماد

 خانواده شهناز است و « منوچهر سارنگ » نیز فرزند غلامرضا نوازنده

 تنبک، دایی او « رضا خان » نوازنده تار. محیط و شرایط خانوادگی و همچنین

 فضای شهر اصفهان تأثیر بسزایی در به ثمر رسیدن هنرمندی توانا بنام « جلیل

 شهناز » را دارا بوده است و بی شک ذوق و قریحه و نبوغ ذاتی وی نیز د

ر شکوفایی و رشد این نوازنده توانای تار تأثیر فراوان داشته است. همنشینی با

 بزرگان موسیقی آن زمان درشهر اصفهان و درک ظرایف این مکتب، هنرمندی

 چون شهناز را بوجود میآورد.

استاد شهناز در سال  1327به تهران آمده و در شهرداری تهران مشغول بکار

 میشوند. و پس از مدتی به رادیو تهران راه پیدا کرده و فصل تازه ای در زندگی

 ایشان رقم میخورد. آشنایی با هنرمندان موسیقی در تهران و نواخت های مکرر

 و بی شمار در برنامه های متعدد رادیویی  همراه با دیگر نوازندگان، ساز جلیل

 شهناز را به اوج پختگی و مهارت میرساند.

بنظر میرسد یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده در نوع نوازندگی استاد شهناز،

 که البته مانند بسیاری دیگر از نوازندگان آن دوره  به « نوازندگان رادیو »

 شهرت یافتند، سیستم جدید ضبط در رادیو و وجود میکروفون و نحوه

 صدابرداری، بوده است که تآثیری بسیار زیاد بر شیوه و سبک نوازندگان این

 دوره میگذارد. نوازندگان قبل از دوره رادیو، به جهت نبودن میکروفون برای

 بگوش رساندن صدای سازشان، فشاری بیش از اندازه بر روی ساز وارد

 میکردند و سعی در هر چه قوی تر نواختن ساز داشتند. بسیار پر صدا از همه

 سیمهای ساز استفاده میکردند. در حالیکه اینگونه نواختن در رادیو و با

 استفاده از امکانات صوتی و صدابرداری باعث میشد که صدای ساز در هم و

 شلوغ بگوش برسد. همانطور که« استاد احمد عبادی»  در مورد شیوه

 نوازندگی سه تار خودشان بارها به این نکته اشاره کرده بودند. شاخص ترین

 نوازندگان تار در این دوره، که در نوع نوازندگی و نحوه بیان جملات موسیقی

 قرابت و نزدیکی زیادی با یکدیگر دارند.عبارتند از اساتیدی چون  « لطف اله

 مجد »، « فرهنگ شریف» و« جلیل شهناز».

شاید بتوان نزدیکی ایشان را در نوع جمله بندیهای شعری، و تکیه بر لطافت و

 احساس جملات موسیقی دانست. زنده یاد استاد اسماعیل نواب صفا در مورد«

 استاد لطف اله مجد» می گفتند:

« .....که لطف اله مجد در هنگام تکنوازی در رادیو، برای اینکه جمله بندی

 سازش دارای قافیه و وزن باشد و چارچوب و قالب شعری پیدا کند، دیوان حافظ

 را گشوده و از روی غزلی که برای خود می خواند، تکنوازی میکرد و سعی

 میکرد که جملات شعر را باز ساز بیان کند».

این شیوه و سبک، شیوه قالب در تارنوازی آن دوران به شمار میرود و تکرار

 آن در برنامه های رادیویی، باعث میشود که شنوندگان  بسیاری به این شیوه و

 سبک علاقمند شده و رفته رفته شیوه های گذشته از یاد برود. حال آنکه

 بسیاری دیگر از نوازندگانی که متکی به نواختن ردیف بودند، از دید عوام

 بسیار بیروح و خشک ساز میزدند کار بجایی میرسد که به زعم بسیاری،

 نوازندگانی که میراث دار موسیقی ردیف موسیقی ایرانی بودند، نوازندگانی

 بودند که بسیار خشک و بدون احساس می نواختند. 

هر یک از این رویکردها از زوایای مختلف قابل بررسی هستند. زیرا هر یک

 محصول زمان و شرایط خاص روزگار پدید آیی خود می باشند. نحوه نوازندگی

 و تفکر پنهان در پس و پشت این نغمه ها را نیز می بایست در مسایل و دغدغه

 های شخصی و یا جمعی هر یک از این هنرمندان جستجو کرد. ساز جلیل شهناز

 نیز حاصل روزگار خویش است. دورانی بسیار خاص که موسیقی ایران باید از

 آن میگذشت. و گذرکرد تا به امروز. 

مهمترین ویژگی که در شیوه نوازندگی ساز جلیل شهناز دیده میشود که به زعم

 نگارنده تمام موارد دیگر را در حاشیه قرار میدهد، شکوه و وقار و سنگینی و

 صلابتی است که در بیان جملات موسیقیائیش دارد. به کوتاه سخن می توان

 گفت: « پر شکوه است.» و این بزرگی و شکوه نشان از روح پر غرور و

 شکوهمند انسانی است که در معنا و ظرافت به تکامل رسیده است. گاه نغمه

 هایش چنان شوخ است و شیرین، که لبریز از شادی و طراوت است. سرمست

 و سازی آنچنان سرخوش و مستانه می نوازد که تو گوئی همه چیز در پایکوبی

 است و طرب.  و گاه در تلخی و اندوهی سوگوار.  

از دیگر ویزگیهای ساز استاد جلیل شهناز می توان به دیگر مواردی خاص

 اشاره کرد:

 ·        استفاده از ریتمهای خاص و تندایی که مختص به این شیوه و سبک می باشد.

·        استفاده از کوکها و تنالیته های نامتعارف

·        جمله بندیهای خاص و متنوع، با بیانی روشن و تازه.

·        استفاده از انواع تحریرهای سازی که محتوای جمله ها را هر چه زیباتر و پر بارتر میکند.

·   استفاده های بجا از انواع ویبراسیونهای مختلف طولی و عرضی بر روی

 دسته ساز و همچنین استفاده ویبراسیون حاصل از فشار دست بر روی خرک

 ساز که طنین بسیار دلنشینی را بوجود میآورد که در این سبک بسیار دیده

 میشود.

·        استفاده از گلیساندو.

·        بوجود آوردن ملودیهای متنوع با ریتم ها و احساسی متناسب با آواز در همراهی با خواننده.

·         دارای تجربه و قریحه ای ممتاز در بداهه نوازی و همنوازی و صاحب توانایی فوق العاده در ارائه مطالب موسیقی.

·        نظم در جمله بندی  و چارچوبی محکم و استوار در چهار مضرابهای متنوع.

·        اجراء چهارمضرابهای متنوع بر اساس هر یک از گوشه های ردیف. 

·        متأثر از کلام و شعر و موسیقی آوازی.

·        استفاده از نقاط مختلف ساز با ظرافت و فراست در استفاده بجا از زیر و بم های ساز.

·        تمبر (  Timber ) و رنگ خاص و منحصر به فرد در صدای ساز.

·        استفاده از سکوتهای سنگین و بجا در بین جملات موسیقی.

·   نغمه های بدیع و تازه ای که از قالب تکرار ردیف موسیقی ایرانی فرا تر

 است. نواختن و استفاده از گوشه های ردیف در خدمت ساز شهناز است.

·     تکنیک استاد شهناز آنقدر به سرعت پنجه و مضراب نیست که در پرداخت

 و بدست آوردن صدایی زلال و پر طمطراق از میان پنجه و سیم است.

·        بداهه پردازی و خلاقیت.

·        آگاهی و آشنایی  به نکات خاص در گروه نوازی.

·        تسلط بر ظرایف تکنوازی.  

 هر یک از ما « استاد جلیل شهناز » را ازصدای سازش می شناسیم. سازی

 صمیمی با کوله باری از تجربه و گذر از پیچ و خم سالیان. ظرافت و زیبایی در

 ساز شهناز ستودنی است. سازی که به کمال رسیده و متعالی و پر شکوه است.

 سازی که رنگی از  دارد و از جنس عشق است، یگانه ، بی پیرایه و زلال

 است. شیوه استاد شهناز تغزلی است همراه با شوری عاشقانه. عاشقی که رسم

 شوریدگی و شیدایی را خوب آموخته بوده است. رسم عاشقی را در طریق

 مهرورزی. 

برگرفته از وبلاگ کولی نامه


comment نظرات ()